السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

15

تفسير الميزان ( فارسي )

مادى آن به ذهن ما سبقت ميجويد ، و قبل از هر معناى ديگرى داخل در فهم ما مىشود . و چون مىشنويم كه ميگويند : خدا عالم را خلق كرده ، و يا فلان كار را كرده ، و يا بفلان چيز عالم است ، و يا فلان چيز را اراده كرده ، و يا خواسته ، و يا مىخواهد ، همه اينها را مانند خلق ، و علم ، و اراده ، و مشيت ، خودمان مقيد بزمانش مىكنيم ، چون معهود در ذهن ما اين است كه خواسته ماضى و مربوط به گذشته است ، و ميخواهد مضارع و مربوط به آينده است ، در باره ( خواسته و ميخواهد ) خدا همين فرق را مىگذاريم . باز وقتى مىشنويم كه خداى تعالى مىفرمايد : ( وَلَدَيْنا مَزِيدٌ ) « 1 » نزد ما بيشتر هم هست ، و يا مىفرمايد : ( لَاتَّخَذْناه مِنْ لَدُنَّا ، « 2 » از نزد خود مىگيريم نه از ميان شما ) و يا مىفرمايد : ( وَما عِنْدَ اللَّه خَيْرٌ ، « 3 » آنچه نزد خدا است بهتر است ، و يا مىفرمايد ) ( إِلَيْه تُرْجَعُونَ ، « 4 » به نزد او بر مىگرديد ) ، فورا بذهنمان مىرسد كه كلمه ( نزد ) همان معنايى را در باره خدا مىدهد ، كه در باره ما مىدهد ، و آن عبارت است از حضور در مكانى كه ما هستيم . و چون مىشنويم كه مىفرمايد : ( وَإِذا أَرَدْنا أَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً ، أَمَرْنا مُتْرَفِيها ) « 5 » چون بخواهيم قريه اى را هلاك كنيم بعياشهايش دستور مىدهيم كه . . . ، و يا مىشنويم كه مىفرمايد : ( وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ ) « 6 » اراده كرده‌ايم كه منت نهيم . . . ، و يا مىشنويم كه مىفرمايد : ( يُرِيدُ اللَّه بِكُمُ الْيُسْرَ ، « 7 » خدا آسانى براى شما اراده كرده ) ، فورا به ذهنمان مىرسد كه اراده خدا هم از سنخ اراده ما است ، و از اين قبيل كلمات را وقتى مىشنويم ، مقيد به آن قيودى مىكنيم كه در خود ما مقيد به آنها است . چاره اى هم نداريم ، براى اينكه از روز اول كه ما ابناء بشر لفظ ، ( چه فارسى چه عربى و چه هر زبانى ديگر ) را وضع كرديم ، براى اين وضع كرديم كه موجودى اجتماعى بوديم ، و ناگزير بوديم ، منويات خود را به يكديگر بفهمانيم ، و فهماندن منويات وسيله اى مىخواهد ، لذا با يكديگر قرار گذاشتيم قبلا كه هر وقت من صداى ( آب ) را از خود در آوردم ، تو بدان كه من آن چيزى را ميگويم ، كه رفع تشنگى مىكند ، و به همين منوال الفاظ ديگر ) . و زندگى اجتماعى را هم حوائج مادى به گردن ما گذاشت ، چون منظور از آن اين بود كه دست به دست هم داده ، هر يك ، يكى از كارهاى اجتماع را انجام دهيم ، تا به اين وسيله استكمال كرده باشيم ، و كارهاى اجتماعى همه مربوط به امور مادى ، و لوازم آنست ، ناگزير الفاظ را وضع كرديم ، براى مسمىهايى كه غرض ما را تامين مىكند ، روى اين جهت هر لفظى را كه مىشنويم ، فورا

--> 1 - سوره ق آيه 35 2 - انبياء آيه 17 3 - آل عمران آيه 198 4 - بقره آيه 28 5 - سوره اسراء آيه 16 6 - سوره قصص آيه 5 7 - سوره بقره آيه 185